زين الدين محمود واصفى
16
بدايع الوقايع ( فارسى )
ور سموم قهرت آيد جانب بستان شود * جمله گلها آتشين و آتش اندازد به خار اى سياهى سپاهت عين نصرت را سواد * وى سواد ملك [ و ] جاهت شهر دولت را حصار كفزنان بر چهره دريا ، خوكنان از چيست ابر * گر نگشتند از كف گوهرفشانت شرمسار بندگان آستانت خسروان جمنشان « 1 » * چاكرانت پادشاهان سكندراقتدار دولت از پيش است و اقبال از قفا هرجا روى * بخت و عزت از يمين و فتح و نصرت از يسار عزم و حلمت بر زمين و آسمان گر بگذرد * زين دو هريك در مقام يكدگر گيرد قرار « 2 » واصفى را نيست حد گفتن مدحت ولى * ساخت خود را با دعاگويان جاهت درشمار تا قرار است و مدار اندر زمين و آسمان * باد تختت را قرار و بخت و جاهت را مدار چون اين دو قصيده به اتمام انجاميد خبر رسيد كه عالىحضرت معالى رتبت قدوة النقبا ، زبدة العلما و حلال اصناف المشكلات و كشاف انواع المعضلات واقف مواقف الشرايع و الحكم طالع مطالع العلوم بعلو « 3 » الهمم منور مصابيح المقاصد بانوار الهدايه مفتح ابواب معالم التنزيل به مفاتح الكفاية المختص بعناية اللّه الملك الاحد سيد شمس الدين محمد كه مانند دين محمدى و ملت احمدى
--> ( 1 ) - A : خسرو انجم سپاه . ( 2 ) - A : زين دو هريك در مقام وان دگر گيرد قرار . ( 3 ) - A : بعلوم .